موارد بسیاری در میان نمونه های حاصل فرایند روزنامه نگاری و خبرنگاری ورزشی دیده می شود که حتی با ذات فلسفه کار خبرنگاری در تناقض است؛ اینکه به وضوح جزئیات رویدادی مهم که خواننده از آن بی اطلاع بوده، بیان شود.
این نمونه در رادیو فردا - که البته تنها منبع خبری نیست که با چنین مشکلی مواجه است - را در نظر بگیرید: آیا در پاراگراف سوم عبارت "تماشایی" عبارتی نیست که تنها با تعریف کامل سلیقه نویسنده قابل توضیح باشد؟ یک بازی فوتبال "تماشایی" چگونه بازی است؟ آیا تماشایی بودن آن به واسطه اقدام موفق بازیکنان در ارائه بازی گروهی مثلا از طریق ارسال موفق پاس است؟ آیا به واسطه سرعت بالای انتقال از حمله به دفاع و بالعکس تماشایی است؟ آیا بازی به واسطه لحظاتی جنجالی تماشایی است؟ آیا نمایش مهارت های فردی برخی بازیکنان آن را تماشایی کرده؟
شاید بتوان این مورد را حاصل ارائه توضیح ناکافی دانست، اما مورد بعد عملا سردرگمی ایجاد می کند: اشاره ای که در پایان پاراگراف چهارم به گل های "زیبا" می شود به چه معنی است؟ گل چگونه "زیبا" می شود؟ آیا هیچگاه تعریفی از گل زیبا در فوتبال ارائه شده؟ آیا تصویر غالبی از گل "زیبا" در ذهن عموم مخاطبان وجود دارد؟ گل زیبا حاصل شوت از راه دور است؟ اگر هست چگونه شوت از راه دوری؟ آنها که زمینی هستند، یا آنها که از گوشه سمت چپ محوطه جریمه زده می شوند و در گوشه سمت راست و بالای دروازه جای می گیرند؟
و در نهایت در پاراگراف اول خبر آخر: شب "سخت" چگونه شبی است؟ آیا تیمی که شب سخت را پشت سر می گذاشت قادر نبود (به هر دلیل) موقعیت حمله برای خود ایجاد کند؟ آیا هر بار که گل تساوی را می زد، دوباره گل می خورد و مجبور به جبران می شد؟ آیا دفاع حریف عرصه را بر بازیکنان تیم تنگ کرده بود؟
این نمونه ها که هر کدام دلایل متعددی می توانند داشته باشند (از بی دقتی به واسطه کمی وقت گرفته تا بی بهره ماندن نویسنده از آموزش خبرنویسی ورزشی یا احتمالا خلاقیت) در منابع خبری ورزشی و غیر ورزشی بسیار رایج هستند و توجه به شمار غیرقابل مقایسه تیراژ روزنامه های ورزشی با روزنامه های غیرورزشی در ایران، تنها این سوال را ایجاد می کند که چرا مخاطب چشم بر خدماتی اینچنین ضعیف در خبر رسانی موضوعات مورد علاقه اش می بندد؟
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر